پرنيان جوني پرنيان جوني ، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 26 روز سن داره

نفس من و بابا

روزهاي پاياني انتظار

سلام نازنينم  خوبي دختركم ؟ فرشته كوچولوي من اين روزها خيلي هيجان دارم نمي دونم دعا كنم زود بگذره يا دير . فقط دوست دارم  همه چيز با خوبي و آرامش به پايان برسه . نا زنين دختركم  اين روزها ماماني زود خسته مي شم . تا 13 خرداد بايد بيام سركار . تقريبا 5 روز كاري ديگه . با اينكه ساعت كاريم رو كم كردند ولي ماماني خودت كه بامني دركم مي كني ديگه تواناييم خيلي كم شده نفسم ، دائماً استرس دارم كه برات اتفاقي نيافته و اين روزهاي پاياني هم امانت دار خوبي باشم و از تو گل نازم به نحو احسن نگهداري كنم . پرنيان قشنگم  دوست دارم و ضربان قلبم با وجود تو ريتم مي گيره . به اميد روزهاي شاد با تو بودن نفسم    ...
7 خرداد 1392

بدون عنوان

سلام ماماني  خوبي دختركم ؟ ديشب ماماني تا صبح داشتم بهت فكر مي كردم . به اينكه روزهاي باتو بودن چه جوريه ؟ به اينكه با اومدنت مسئوليتم چقدر بيشتر مي شه و هزاران فكر ديگه .  پرنيان كوچولوي من  ماماني كم كم دارم به مرحله جديدي از زندگيم وارد مي شم كه تا به حال تجربه نداشتم و تا تو موقعيتش قرار نگيرم نمي تونم دركش كنم . عشق ماماني فقط از خداي مهربون مي خوام كه تو فرشته كوچولوي من دنياي آرامش رو بهم هديه كني و با آرامشت به من كمك كني تا بتونم تو اين مسئوليت بزرگ سربلند باشم .  عروسك دوست داشتني من  ديشب باباجون يك ساعت از روياهاي با تو بودن مي گفت كم كم داشت بهت حسوديم مي شد . بابايي خيلي با عشق در موردت حرف...
6 خرداد 1392

عشق ماماني

عاقبت در يك شب از شبهاي دور  كودك من پا به دنيا مي نهد  آن زمان بر من خداي مهربان  نام شورانگيز مادر مي زند ...
5 خرداد 1392

فرشته كوچولوي من

سلام فرشته كوچولوي من خوبي ماماني؟ دختر گلم ديگه اين روزها ماماني دائم دارم تقويم رو ورق مي زنم و روز شماري مي كنم تا روي ماه شما رو ببينم . نفس مامان هرچقدر كه به لحظه ديدار نزديك مي شم اشتياقم بيشتر مي شه كه شما قيافت به كي بيشتر شبيه ؟ يا اينكه رنگ چشمت به كي رفته ؟ آروم و صبوري يا شيطون و هزاران سوال بي جوابه ديگه كه تا نبينمت به جواباش نمي رسم.  عشقم  هر لحظه و هرثانيه فكر و ذهنم پيش توست و دائم از خداي مهربون مي خوام حالا كه نعمت مادرشدن رو بهم عطا كرده كمكم كنه كه بتونم براي تو امانت الهي كه بهم هديه كرده مامان خوبي باشم . ماماني فقط آرزوي سلامتي و عاقبت به خيري تو رو داره . تو هم بهترينم براي بابايي و ماماني دعا كن&...
5 خرداد 1392

شمارش معكوس!

سلام عشق ماماني  دختر گلم از عمر قشنگ 35 هفته گذشت. كم كم داره شمارش معكوس براي ديدن روي ماهت شروع مي شه ماماني . عروسكم  انتظاره شيرينيه ولي پر از استرس و نگراني . نمي دونم چرا ولي دلهره عجيبي دارم نازنينم . اين استرس و دلهره رو به وضوح مي شه تو چشمهاي خسته و نگران بابايي ديد . دخترم بابايي شبها خواب درست و حسابي نداره .  دائم تو خواب حرف ميزنه و يا بيداره داره فكر مي كنه . مي فهمم كه خيلي نگرانه . ولي كاري از دستم بر نمياد براش . خوب دركش مي كنم ولي نمي دونم چه بايد كرد  پرنيانم دختر نازنينم ! براي همه باباهاي دنيا ، مخصوصا باباحجت خيلي دعا كن كه خدا كمكشون كنه . خيلي نگران بابايي هستم. من اگر د...
4 خرداد 1392

نفس مامان

سلام نفسم  خوبي ؟ عشقم امروز پر از انرژي مثبتم ، ماماني دلم برات خيلي تنگ شده . دوست دارم دستهاي پاك و معصومت رو توي دستام بگيرم و بوسه بارونت كنم . عاشقانه دوست دارم نفس ماماني  ...
1 خرداد 1392